در این چند روزه، اعتراضات به نحوه پذیرش دانشجویان بالا گرفته و اتفاقات عجیبی هم در قالب اجرای طرح موسوم به «بومیسازی» رخ داده است. ظاهرا دولت نهم در یک اقدام دفعی و ناگهانی، نوعی از سیستم سهمیهبندی را به اجرادرآورده که در نتیجه آن، شانس قبولی هر دانشجو در شهر خود بسیار بیشتر خواهد بود. طبعا اجرای چنین طرحی، نیازمند طرح در عرصه عمومی و گفتوگوی جدی درباره آن از سوی کارشناسان و مدیران فعلی و قبلی بود که به نظر میرسد، چنین اتفاقی رخ نداد است.
طبعا این رخداد از زوایای مختلف و توسط كارشناسان مسایل دانشگاهی قابل ارزیابی است. اما از منظر سیاسی، باور دارم و اصولا مأموریت دولت نهم را از ابتدا این میدانستم که نوعی از تغییرات ساختاری را پیگیری و محقق کند. این مأموریت اصلی را در سطح کلان «نابودی و تحقیر طبقه متوسط جدید» میدانم و فکر میکنم با توجه به ابعاد گسترده این پروژه، احمدینژاد و حامیانش کارنامه خوبی به دست آوردهاند. این مأموریت کلان، طبعا واجد زیرمجوعهها و خرده مأموریتهایی هم هست که تغییر ساختاری و بافتاری دانشگاهها (بعنوان بستر برآمدن اندیشههای سکولار و منتقد) از جمله مهمترین این زیرمجموعههاست.
تا آنجا که میتوانم تحلیل کنم، طرح «بومیسازی» جدیترین گام در جهت رامسازی دانشگاه و از بین بردن بستر فعالیت و جنبش در این نهاد مهم اجتماعی است. «بومیسازی» باعث میشود بستر مهم گفتوگویی-حرکتی به نام «خوابگاه» عملا منتفی شود؛ حال آنکه تاکنون، خوابگاههایی چون کوی دانشگاه یکی از نمادهای جدی اعتراضی و کنش ناراضیان بوده است.
اما در سطحی کلانتر، «بومیسازی» دانشگاه را تا سطح دبیرستان فرو میکاهد. چرا که عملا دانشجو در شهرهای بزرگ و در شرایط فقدان دانشجویانی که از پیرامون به مركز میآیند،به همان دانشآموزان سربهراهی فرو میكاهد كه بامدادان روی پدر و مادر را میبوسد، به دانشگاه میرود، عصر گپی با دوستان میزند و حداكثر كافیشاپ و سفرهخانه و تئاتری میرود و غروب به خانه بازمیگردد. فقدان یا كاهش چشمگیر دانشجویان شهرستانی در تهران و شهرهای بزرگ، عملا آنها را از زندگی در محیط مدرن، بزرگ و واجد الگوهای ارزشی متفاوت با ساخت سنتی و محدود استانها و شهرستانهای محروم بازمیدارد و نارضایتی (به مثابه موتور محرك و انگیزشی حركت اعتراضی) را مانع میشود.
اثرات الگوی «بومیساز» در شهرهای كوچك بسیار جدیتر است. كاهش میزان دانشجویانی كه با فرهنگی متفاوت از پایتخت و مناطق مركزی به این شهرها منتقل میشوند و الگوهایی غیرسنتی را در بین جوانان این مناطق برمیانگیزند، عملا ورود الگوهای مدرن به بخش مهمی از زندگی جامعه ایرانی را كند میسازد. حساسیت نسبت به فعالیت دانشگاه آزاد كه در ماههای اخیر بالا گرفته، از جمله از همین زاویه هم هست كه بسیاری از الگوهای محلی و سنتهای منطقهای را خدشهدار ساخته و گروههای مرجع تازهای را شكل داده است.
نكته قابل توجه در این ماجرا، رضایت و همراهی قابل پیشبینی نهادهای سنتی جامعه از جمله نهاد «خانواده» با این پروژه است. طراحان الگوی «بومیساز» جهت پیشبرد اهداف خود، از نقاط ضعف نهادهای اجتماعی سوءاستفاده میكنند و در این میان، علاقه خانوادهها به دركنار داشتن فرزندان خود -بهویژه دختران- از جمله ضعفهایی است كه مورد بهرهبرداری راهبران پروژه قرار گرفته است.
با تأمل در این نكات است كه میتوان طرح «بومیسازی» را اقدامی مطالعه شده با هدف خنثیسازی نهاد دانشگاه دانست كه با برنامهریزی و سازماندهی به میان آمده است؛ منتهی این برنامهریزی و سازماندهی نه توسط دانشگاهیان و عناصر فعال در دانشگاهها كه در نهادهای امنیتی و با هدف كاهش تأثیرگذاری دانشگاه بر ساخت اجتماعی صورت گرفته است. به بیان دیگر میتوان گفت كه سیطره «پسینی-درمانی» نهادهای امنیتی بر دانشگاه، با اجرای این طرح حالت «پیشگیری» به خود گرفته است.
سلام خوبین نماز روزه شما قبول دوست عزیز بسیار خوشحالم که از مطالب پرمعنای شما همچون گذشته استفاده میکنم. موفق باشید
پاسخحذفخب با کل مطلب و تحلیلی که به این قضیه داشتید موافقم، ولی با توجه به وضعیت نابسامان خوابگاهها بخصوص در دانشگاه ها و باز هم بخصوص برای دختران، اصلا جای تعجب نیست که خانواده ها از این طرح موافقت کنند، تهیه و پرداخت هزینه های منزل خصوصی با هم خونه های مناسب و تقریبا یک دست کاری نیست که از عهده هر خانواده ای بر بیاد و قطعا وقتی بحث به انتخاب منافع بین خانواده و جامعه کشیده بشه، هر پدر و مادری اول حامی بچه های خودش میشه تا صلاح مملکت، هر چند هم که این تفکر اشتباه باشه. البته من متوجه هستم که منظور شما از این تحلیل این نیست که بخواهید نقش خانواده رو در این میان بررسی کنید، منظور من اینه که با توجه به نقطه ضعف های فرهنگی و اخلاقی که در جامعه داریم، تفکری که پشت شکل گیری این حرکت بوده، تفکر زیرک و باهوشی بوده
پاسخحذفسلام
پاسخحذفآره دقیقا همینی که گفتی هستش احمدی نژاد داره کاری میکنه که طبقه متوسط رو از بین ببره و طبقه زیر متوسط و پایین ( روستا ها و حاشیه نشینان شهری) رو بالا بیاره تا به پشتوانه ی اون رای بیاره اما حواسش نیست که همین طبقه ی متوسط خودش قویه.
به نظر میاد که این دولت عدالت را وارونه می یبند و حاضر نیست متوجه شود که این مصلحت گرایی که اینها عنوان می کنند و می گویند ما به شما می گوییم عدالت چیست عدالت این سات که آن را بهتر برای جامعه می دانیم. در حالیکه این کار یک بی عدالتی در حق شهرستانی هاست. در مورد سکولاریسم و این نوع جدا کردن دانشجویان هم حرفت خیلی دقیق بود.
متشکر
جناب روح خانه جدید مبارک اما چرا این خانه نو ساز خوراکی برای خوراک خوان ما ندارد!
پاسخحذفامیدوارم به زودی آدرس فید را در غالب وبلاگت بگذاری. منتظرم!
سلام.این هم پروژه جدیدی برای به قول شما خنثی سازی نهاد دانشگاه.پروژه ای که بر خلاف همه کارهای رایج مملکت با برنامه ریزی دقیق و دراز مدت و مدیریت خوب انجام میشه و نتیجه هم داده!دور کردن محیطهای دانشگاهی از شهرها برای جلوگیری از انتقال اعتراضات به شهرها!درگیر کردن دانشجوها با مشکلات کاذب همه و همه جز این برنامه دقیق و حساب شده هستن.الان هم که بومی سازی...
پاسخحذفسلام. مبارک باشه خانه جدید. چشممان روشن شد. پایدار باشید :)
پاسخحذفسلام آقای روح. خانه جدید مبارک. ممنون از تحلیل خوب شما
پاسخحذفدر ضمن چند کلمه هم درباره کاندیداتوری آقای خاتمی:
پاسخحذف1) در شرایط فعلی مردم رنج دیده ایران با این همه فقر و فلاکت...؛ بیشتر به یک رهبر نیاز دارند، تا بک رییس جمهور ولایی ایران!
2)سر و کله زدن با گرگ های دستگاه ولایت برای ستاندن حتی اندکی از حقوق مردم ایران، شدیدا مقداری خایه نیاز دارد!
3)جنبش مردمی با چند امضا در اینترنت؟ خود گول زدن است و بس!
4) اگر "همه ایراینان" امروز باید به فکر ایران باشند و دنیاله روی این آقایان... چرا در صورت پیروزیشان این فقط آقایان هستند که بر صندلی های وزارت خانه تکیه خواهند زد، نه همه ایراینان؟؟
5) خب ناچارا باید این حرف را تکرار کرد که با ماتیک مالیدن "جمهوری ولایی" جمهوری نخواهد شد. آقای خاتمی هم به گمان من بایسته نیست تسلیم جوی شود که سنگواره های مثل بهزاد نبوی به آن دامن می زنند. کسانی که هنوز در حال و هوای نیم قرن قبل هستند. خود را مجاهد و دیگران را منافق می خوانند و به کینه های گذشته دامن می زنند. اگر آقای خاتمی واقعا می خواهد بیاید در هیبت یک رهبر بیاید و نه گوسفندی که گرگ های هار همان صد روز اول قورتش خواهند داد!!!
من به شیوه نژاد پرستی بدون آن که عنوان کنم در دلم با این طرح موافق بودم اما با مطلب شما واقعا روشن شدم . و اعتراف می کنم که اشکالی ندارد اختلاط فرهنگی بوجود بیاید اما در عوض دانشگاهها تاثیر خودشان را بگذارند .
پاسخحذفسلام جواد عزیز
پاسخحذفاگر لطف کنی و نظرت رو در مورد مطلب اخیرم(خاتمی) بگی&ممنون میشم
به نظر من اینها اینقدر قدرت استدلال ندارن که به همه این موضوعاتی که اشاره کردی از قبل فکر کرده باشند. زود هم برای سال بعدی جریان به حالت اولش برمیگرده.
پاسخحذفسلام.من هم از شما تشکر میکنم بابت لینک.منم لینکتون رو اضافه کردم.
پاسخحذفسلام جناب روح.به میمنت و مبارکی این بلاگ جدید.علاوه بر این نکاتی که شما فرمودید باید گفت که این با گفتمان عدالت محور کذایی احمدی نژاد هم در تضاده.
پاسخحذفپس دلیل این کار تنها همان نکاتی است که شما گفتید
خیلی عالی گفتین
پاسخحذفاز مدتها پیش با تعطیلی تابستانی خوابگاهها و اقدامات دیگه همین روند شروع شده بود