سه‌شنبه ۷ اکتبر ۲۰۰۸

تصویر ایران کدام است؛ احمدی نژاد یا گلشیفته؟

تصویر واقعی ایران کدام است؟ محمود احمدی نژاد یا گلشیفته فراهانی؟ جهان کدام تصویر را می پسندد؟ مردم ایران دوست دارند کدام تصویر از آنها به جهان مخابره شود؟
این پرسشی بود که پس از دیدن عکسهای تبلیغاتی عوامل فیلم Body of lies به ذهنم آمد. شاید پاسخ شما گلشیفته باشد و شاید هم احمدی نژاد. من اما فکر می کنم پاسخ دقیق به این پرسش، هچکدام از دو گزینه نیست. اصولا این پرسش گرچه مهم و قابل طرح است، اما پاسخ آن «گزینه بردار» نیست. این پرسش از جنس پرسش هایی است که گرچه ظاهر آن تستی است، اما پاسخ دقیق آن، تشریحی است.
واقعا آیا می توان گفت گلشیفته فراهانی یا احمدی نژاد؟ پاسخ من منفی است. فکر می کنم اصولا تلقی «تک تصویری» از یک جامعه اشتباه است. چه در نزد ناظران خارجی که به آن جامعه می نگرند و چه در نزد سیاستگذاران و حتی مردم جامعه ای که در کار برساختن تصویری از آن جامعه در نزد ناظر بیرونی هستند.
ناظر خارجی با نگاه «تک تصویری» به یک جامعه، عملا خود را از دیدن واقعیت و طبعا تحلیل و تفسیر واقعیت باز می دارد. تعجبی که خبرگزاری رویترز از پوشش خبر درگذشت پل نیومن در رسانه های ایران از خود نشان داد، نمونه مواردی است که ناظر «تک تصویری» که از جامعه ایران تصویری یکدست (و لابد سیاه و بی انعطاف) در ذهن داشته، ناگهان خود را با چشمان آبی نیومن مواجه می بیند که از روی جلد روزنامه های تهران به او می خندد و بدرود می گوید.
در مقابل، اندیشه و رویکرد «تک تصویرساز» داخلی، وقتی خود را با عکس های تبلیغاتی گلشیفته مواجه می بیند که بی نقاب بر صفحه وبسایت های سینمایی و خبری لبخند کودکانه ای را نقش می زند، خاطرش برمی آشوبد که: «این بود آنچه در این 30 سال کاشتیم؟». و لابد تأسف می خورد که چرا درها بیشتر نبست و چرا به قول وزیر ارشاد، برای حل واقعی مسأله سینما را در این سالها تعطیل نکرد تا «درخت گلابی»اش، چنین میوه دهد؟
چه آن «تک تصویربین» خارجی و چه این «تک تصویرساز» داخلی، هر دو وقتی آشفته می شوند وذهنشان برهم می ریزد که ناگهان تصویری متفاوت از آنچه می پسندند و می انگارند و در واقع، با آن آشنایند، ببینند. این «آشنازدایی» است که ذهن «تک تصویری» را می آشوبد. دردمندی آنجاست که حتی این «آشنازدایی» هم منجر به دیدن واقعیت نشود.
اگر آن گزارشگر رویترز، با دیدن عکس های زیبای نیومن در صفحات اول روزنامه های ایران، نگاه تک تصویری خود را زیرسؤال می برد و در پی یافتن تصاویر تازه و متمایزی از ایران برمی آید، «تک تصویرسازان» داخلی ما پس از دیدن عکس های گلشیفته چه می کنند؟ جز آنکه تصویر تازه را خدشه و انحرافی بر «تک تصویر» مطلوب می انگارند و با سودجستن ازانواع ابزارها، در جهت رفع و حذف این تصویر نامطلوب برخواهند آمد؟ لابد وقتی در پی ساخت فیلمش ممنوع الخروج شد، این بارممنوع الورودش می کنند.
گویی تصویر متمایز از تصویر رسمی، مگسی است که باید با توری های مقاوم و نفوذناپذیر راه ورودش به اتاق را بست و اگر هم زمانی از منفذی به درون آمد، یا در اتاق او را کشت و یا از راه آمده او را بازگرداند. تصویرهای متمایز با «تک تصویر» اما مگس نیستند. از درون خانه به بیرون، به محیط و به الگوهای برآمده از سبک زندگی دیگران می نگرد و از بیرون وام می گیرد، اما ریشه در درون دارد. مگس نیست که ناگاه از بیرون به درون آمده باشد. تک تصویرسازان اما، تصویر متفاوت را مزاحمی چون مگس می انگارند. باید از خانه بیرونش کرد!
[نمونه واکنش «تک تصویرسازان»: + و +]