یکشنبه ۵ اکتبر ۲۰۰۸

جناب دكتر! VOA و فارس دو لبه یك قیچی‌اند

دوستانی كه مرا می‌‌شناسند و حتی كسانی كه صرفا نوشته‌هایم در وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها را تعقیب كرده‌اند، می‌دانند كه در میان شخصیت‌های سیاسی كنونی كشور اگر به چند نفر علاقه‌مند باشم، قطعا دكتر ابراهیم یزدی یكی از آنهاست. متقابلا دكتر یزدی هم، همواره به من لطف داشته و در برابر كوچكترین مطلبی كه در مقام دفاع از نهضت آزادی یا شخص ایشان نوشته‌ام، شخصا سپاسگذاری كرده‌اند. در پی راه‌اندازی همین وبلاگ جدید هم، ایشان یا ارسال ایمیلی تبریك گفتند و از ادامه تلاش‌های جوانانی چون من ابراز خشنودی كردند كه باز هم مایه شرمندگی من شد. اما به هر حال، عرصه سیاست به این معنا پدر و مادر ندارد؛ یعنی نقد و گفت‌وگو و تعامل در این عرصه، نه با علاقه من به دكتر یزدی و بزرگان و پیشگامانی چون ایشان منتفی می‌شود و نه به خاطرلطف پیرانی چون ایشان به تازه از راه رسیدگانی چون من.
این مقدمه و سابقه را آوردم تا گلایه‌ای را با دكتر یزدی مطرح كنم. ایشان اخیرا مصاحبه‌ای مفصل با خبرگزاری فارس انجام داده‌اند و در آن، دیدگاه‌های خود را درباره مسایل مختلف و مواضع نهضت آزادی ایران بیان كرده‌اند. این كار البته پیش از این، توسط عزیزی دیگر (مهندس عباس عبدی) انجام شده بود، اما به دلیل مواضع انتقادی آقای عبدی علیه اصلاح‌طلبان و نوع رویكرد سیاسی ایشان در چند سال اخیر، آن را تا حدی قابل توجیه دانستم.
اما در مورد اخیر كه دكتر یزدی به مصاحبه با خبرگزاری فارس پرداخت، فكر كردم بد نباشد انتقاد خودم را مطرح و دست كم آن را به گفت‌وگو با دوستان و بزرگانی چون ایشان بگذارم. در مورد مصاحبه خبرگزاری فارس با دكتر ابراهیم یزدی، چند واقعیت قابل احصاست:
اولا آنطور كه از متن مصاحبه برمی‌آید، خبرگزاری فارس شكلی از مصاحبه حرفه‌ای و بدون حذف و اضافات معمول خبرگزاری‌ها و رسانه‌هایی از این دست را در این گفت‌وگو بروز داده كه بعنوان حركتی مثبت قابل تأمل و حتی توجه است.
ثانیا شاید برای نخستین بار، رسانه‌ای از طیف حاكم بدین حجم و اندازه به جریانی چون نهضت آزادی تریبون داده و فضای طرح دیدگاه‌های دبیركل این تشكیلات اپوزیسیون را فراهم ساخته است.
ثالثا نوع تیترزنی و احصای مطالب از اظهارات مصاحبه‌شونده، حق هر رسانه‌ای (و از جمله خبرگزاری فارس) است و از این منظر هم نمی‌توان به این خبرگزاری مثلا به خاطر انتخاب تیتری چون «كروبی می‌تواند لولای ائتلاف اصلاح‌طلبان باشد» از اظهارات دكتر یزدی خرده گرفت؛ گرچه با نوعی شیطنت سیاسی-ژورنالیستی، دیدگاه اصلی ایشان منعكس نشده نباشد.
پرسش من از دكتر یزدی (و در وهله بعد استاد عزیزم؛ جناب مهندس عباس عبدی) این است كه آیا براستی از منظر باتجربگان سیاسی چون شما، پذیرش گفت‌وگو با خبرگزاری فارس (و رسانه‌هایی با این هویت)، صرفا به دلایل حرفه‌ای- سیاسی فوق توجیه می‌شود؟
سؤال خودم را باز می‌كنم. آیا این بزرگان، در نوع عمل و اقدام سیاسی خود صرفا این دلایل را لحاظ می‌كنند؟ طبعا دكتر یزدی و همینطور مهندس عباس عبدی از من می‌پذیرند كه گفت‌وگو با خبرگزاری فارس را یك «اقدام سیاسی» بنامم. رسانه‌ای (و به قول سعید رضوی‌فقیه عزیز؛ «ضد رسانه‌ای») كه در دوران اوج اصلاح‌طلبی، بلندگوی اصلی بازجویان و نهادهای امنیتی موازی وزارت اطلاعات بود و امثال ما، گزارش اعترافات و خطوط امنیتی علیه بازداشت‌شدگان ملی-مذهبی و اعضای نهضت آزادی و عزیزانی چون مهندس عباس عبدی را از آن تعقیب می‌كردیم و حتی در همین یكی دو سال اخیر، تریبون جریان پشت پرده ظلم آشكاری بود كه به سه دانشجوی دانشگاه پلی‌تكنیك روا داشتند. راه دور نرویم؛ همین امروز نوع خبری كه خبرگزاری فارس از بازداشت دانشجویان معترض مقابل مجلس داده، نماد عیانی است از هویت رسانه‌ای كه احتیاج به بیان ندارد.
وقتی چهره‌های شاخص اپوزیسیون چون جناب مهندس عبدی و به‌ویژه دكتر ابراهیم یزدی حاضر می‌شوند با چنین رسانه‌ای گفت‌وگو كنند، به معنی پذیرش این رسانه و مشروعیت بخشیدن به آن است. البته ممكن است این بزرگان، از همان زاویه‌ای كه گفت‌وگو با حاكمان و حتی شركت در انتخابات را توجیه می‌كنند و مشروعیت بخشیدن به نظام را شرط پیشبرد یك حركت سیاسی (چون اصلاحات) می‌دانند (كه البته حرف درستی است)، در اینجا هم مشروعیت بخشیدن به خبرگزاری فارس را شرط وارد كردن آن به فازی تازه از حركت رسانه‌ای و فراهم شدن باب گفت‌وگو با مخالفان بدانند.
پرسش من آن است كه اگر اینطور باشد، پس چرا دكتر یزدی حاضر به گفت‌وگو با VOA نمی‌شود؟ آیا استدلال‌های مفصل و درستی كه ایشان در مقام رد مصاحبه با آن رسانه مطرح كردند، از منظری دیگر درباره خبرگزاری فارس و روزنامه كیهان و امثال آنها صائب نیست؟ آیا میزان خسارتی كه از سوی این رسانه‌ها و حامیانشان متوجه منافع ملی و به‌ویژه حركت اصلاحی و دموكراسی‌خواهی مردم ایران شده و می‌شود، كمتر از VOA است؟
طبعا در اینجا بحثی جدی در باب «ایرانی» و «آمریكایی» بودن آن رسانه و این رسانه مطرح می‌شود. اما مگر در باب گفت‌وگو با رسانه‌ای آمریكایی چون CNN، انتقاد و ملاحظه‌ای متوجه فعالان سیاسی (حتی در حد رییس‌جمهوری) می‌شود كه صرف وابستگی به آمریكا، معیار و مبنای عمل باشد؟ چالش اصلی درباره VOA، متوجه حركت سازمان‌یافته و جهت‌دار آن، علیه منافع ملی ایران و به‌ویژه جریان اصلاح‌طلب و دموكراسی‌خواه داخل كشور است. از این منظر، همین اتهام (حتی با مستنداتی به مراتب بیشتر)، متوجه رسانه‌هایی چون خبرگزاری فارس و روزنامه كیهان است. هرچه باشد، VOA دست‌كم به اعتراف‌گیری و نیمه‌پنهان نویسی دست نمی‌زند؛ گرچه در باب پیوستن برخی اصلاح‌طلبان سابق به آن، حرف‌هایی هست.
نمی‌دانم وقتی چهره‌ای چون دكتر یزدی حاضر به انجام این گفت‌وگو شدند، لحظه‌ای تأمل كردند و برخورد خبرگزاری فارس و رسانه‌های همسو با آن در قبال مهندس سحابی‌ها، زهرا كاظمی‌ها، عباس عبدی‌ها، پلی‌تكنیكی‌ها و ده‌ها مورد از خشونت دردناك رسانه‌‌ای دیگر را به خاطر آوردند؟
از گذشته بگذریم. آیا در شرایط حساس كنونی و در دوره و زمانه‌ای كه به قول مهندس بهزاد نبوی، ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارند تا اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی فرصت به‌هم پیوستن و كمرراست كردن نیابند، گل گفتن و بلبل شنفتن با رسانه‌ای كه از محورهای اصلی مقابله با حركت اصلاح‌طلبان و ائتلاف و همگرایی آنان است، معنا و توجیهی دارد؟ واقعا به چه دلیل، دكتر یزدی باید اجازه دهد مصاحبه چهره وزینی چون ایشان در سطح امثال این مصاحبه‌ها قرار گیرد؟
پرسش آخر: براستی اصلاح‌طلبان و نهضت آزادی و چهره‌ای چون دكتر یزدی چنان به افلاس رسانه‌ای و بی‌تریبونی خورده‌اند كه ناچار به گفت‌وگو با خبرگزاری فارس هستند؟ اگر شركت در انتخابات و مشروعیت بخشیدن به جریان و نظام حاكم، از سر هزار مصلحت ملی و اخلاقی و به مثابه «اكل میته» قابل توجیه است (كه هست)، مشروعیت بخشیدن به رسانه‌هایی چون فارس، به كدام اضطرار فقهی و عقلی و سیاسی لازم آمده؟ (بگذریم که دکتر یزدی و نهضت آزادی شرکت خود را درهمان انتخابات هم بدرستی مشروط می سازند و حتی بحث درستی چون نظارت بین المللی را مطرح می کنند).
مگر ما خبرگزاری همچون ایلنا و روزنامه‌هایی چون اعتماد و كارگزاران و اعتمادملی و نشریه‌ای چون شهروند امروز نداریم كه ناچار به فارس متمسك شویم؟ كه چه؟ كه فرداروزی هم كه اخبار مجعول انتخاباتی و اعترافات شبه قضایی را منتشر كردند، ژست بی‌طرفی بگیرند كه «بله! ما از آن طرف مصاحبه دكتر یزدی و مهندس عبدی را منتشر می‌كنیم، از این طرف هم، اینها را!». جناب دكتر! جناب مهندس! واقعا آن روز (كه همین امروز است)، چه پاسخی خواهید داشت؟

15 نظرات:

  1. جواد عزیز
    تحلیل بسیار زیبا و دقیقی بود خسته نباشی
    با اجازه شما در بلاگ نیوز لینک شد

    پاسخحذف
  2. جواد عزیز
    من یکی از لینک‌های شمارا که در بلاگ نیوز گذاشته‌ بودید به‌علت تکراری بودن حذف کردم. چند سطر پایین تر «بهمن» به این مطلب لینک داده بود.
    ضمنا اگر به زمان لینک و ساعت‌اش توجه بکنید من و شما تقریبا همزمان لینک داده ایم شما به « نعل ومیخ » من به مطلب شما

    پاسخحذف
  3. سلام
    موافقم با نظر شما از این جهت که دکتر یزدی با انجام مصاحبه مشروعیت خبرگزاری را می پذیرد.البته فکر میکنم ایشان با انجام این گفتگو عملا"به مخالفان خویش نیز میآموزد که ما حرف حساب را با هررسانه ای که باشد بازگو میکنیم خواه اصلاح طلب باشدوخواه ضدما.اما نوع نگاه ناجوانمردانه خبرگزاری فارس به اغلب مصاحبه های اینطور شخصیتهاست که سبب تاثر وتاسف میشود.چرا که آنان زمانی سراغ مصاحبه با منتقدین متنفذی چون دکتر یزدی میروند که بخواهند سوءاستفاده ای ببرندوقطعا"قصدخیریاپذیرفتن مشروعیت ومقبولیت نهضت آزادی وامثال آن بهیچوجه مد نظرشان نیست.
    دریک مصاحبه طولانی فقط دنبال گافی میگردند تا به نامردی از آن بهره ببرند واز پشت خنجربزنند.
    درضمن از لطف شما ممنونم.ازارتباط مستمر با شما خوشحال خواهم شد.

    پاسخحذف
  4. سلام برادر
    مطلبت خيلي عالي بود . لينكت كردم.

    پاسخحذف
  5. kپس چرا اسم سرمايه رو نياوردي سرمايه كه از همه اينها پيشرو تره

    پاسخحذف
  6. کاملا موافقم. من متن مصاحبه رو که خوندم احساس کردم خبرنگار فارس داره با لحن بازجویانه‌ای با دکتر یزدی که از شخصیت‌های ملی ماست صحبت می‌کنه و واقعا بابت این افسوس خوردم.

    پاسخحذف
  7. با سلام و درودهای فراوان
    چه باید گفت و چه ها باید کرد؟

    پاسخحذف
  8. سلام جواد جان، مطلبت خوب بود ولي دو پاسخ جدي دارم:
    1- در عرف سياسي هيچگاه گفت و گو موجب مشروعيت بخشي نيست. اين اشتباهي است كه اكثر نيروهاي سياسي مرتكب مي شوند و اين اشتباه مانعي بزرگ براي شكل گيري ديالوگ سازنده در ايران شده است. شايد با كمي اغماض بتوان گفت مذاكره مشروعيت بخش است و نه گفت و گو يا مناظره.
    2- دليل مصاحبه ما با يك رسانه، سياسي نيست بلكه حقوقي است. صداي آمريكا برانداز است و چارچوب حقوقي و ساختار حقوقي نظام را قبول نداشته و خارج از آن عمل مي كند. در نتيجه ما نمي توانيم در خارج از اين ساختار عمل كرده و با آن رسانه مصاحبه كنيم، اما فارس به هر حال (با هر گرايش سياسي) در چارچوب حقوقي نظام قرار دارد.

    پاسخحذف
  9. سلام جواد
    من هم وقتي مصاحبه‌دكتر يزدي رو ديدم خيلي نا راحت شدم و تنها به اين فكر كردم كه به رسميت شناختن دكتر ابراهيم يزدي، دبير كل نهضت آزادي ايران از سوي يك نهاد وابسته به اطلاعات سپاه، ايشان را به انجام اين مصاحبه ترغيب كرده. به عماد عزيز هم بايد گفت كه ميتوان با هر جريان داخلي با مشخص كردن هويت اصلي آن گفت و گو كرد. مثلا اگر دكتر يزدي يا هر فعال سياسي در اين سطح با فرمانده اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت و گو كند از نظر من اشكالي ندارد. اما دران گفت و گو نبايد يك طرف گفت و گو ماسك رسانه به صورت داشته باشد.

    پاسخحذف
  10. اول - ملاقات با محمود احمدی نژاد
    یکی از کارهای جالبی که از هشت سال پیش برای خودم شروع کرده بودم نوشتن شرح حال دیدار با افراد و اشخاص مختلف بود .
    اولین شرح را ریسک کردم و به دیدار با محمود احمدی نژاد اختصاص دادم .دیدارهای دیگری هم داشته ام با افرادی چون سید محمد خاتمی ،سعید حجاریان ،عطا ا...مهاجرانی،غلامحسین کرباسچی،فاطمه حقیقت جو و...ازجماعت سیاست پیشگان و محمد رضا شجریان ،حسن علیزاده ،کاوه یغمایی،خشایار اعتمادی،شادمهر عقیلی و..از دلدادگان موسیقی و بهرام بیضائی،رسول ملاقلی پور،نیکی کریمی،رسول صدر عاملی،فریدون جیرانی،کمال تبریزی و...از جماعت ،محمد قوچانی،عماد الدین باقی،اکبر گنجی،ابراهیم نبوی،علیرضا رجائیان،نیک آهنگ کوثر و..
    ادامه ماجرا را اینجا بخوانید و نظر بدید .

    پاسخحذف
  11. سلام
    مطلب جالبی بود. فکر می کنم voa هم برای خود استفاده می کند اط صحبته های طرف گفتگو شونده ولی خب باز قابل تحمل تر و تامل تر از رسانه ی فارس است. شاید جناب یزدی با آن خطری که یه ماه پیش تهدیدش می کرد (خبر جلب شدنش) حاضر به مصاحبه با فارس شده و سعی کرده فضا را پیرامون خودش آرام کند.
    بهر ترتیب توجیه پذیر نیست این عمل جالبیش آنجاست که ملی مذهبی ها حاضر به گفتگو با صدای امریکا هستند اما جناب یزدی چنان اصرار بر این مورد می کنند که انگاری خیلی روی این گزینه که رسانه طرف مقابل کیست و چیست توجه دارد که مشخص شد که اینطور نیست.
    فارس نه از لحاظ فنی و نه از لحاظ فکری به یهچ وجه رسانه قابل تحملی نیست.

    پاسخحذف
  12. سلام خوبین ممنون به من لطف داشتی دوست و استاد ارزشمند مثل همیشه مطالب درس آموز شما برای من مایه مباهات بود.موفق باشید

    پاسخحذف
  13. گفتگو با رسانه ها عرف هر جامعه اي است. سياستمداران به دنبال جايي براي نشر آرا و افكار خود مي گردند. پس كجا بهتر از رسانه اي كه به قول خودت بدون كم و كاست متن مصاحبه را گذاشته است. آيا نفس اينكه اين خبرگزاري گفتگو يا خبرهايي بر عليه اصلاح طلبان منتشر كرده و مي كند بايد مانع از استفاده از امكان آن شود؟ چيزي كه به آن اشاره كردي را اصلا منطقي نمي دانم. فارس امكاني بود كه اين بزرگان با آگاهي كامل از آن استفاده كرده اند.

    پاسخحذف
  14. جدای از اطلاعات قبلی بیشتر از یه ساله که تقریبا هفته ای یکی دوبار به سایت عباس عبدی سر می زنم.کاربرد لفظ اپوزیسیون در مورد ایشون یا بر عدم آگاهی کامل از آنچه ایشون در موارد مختلف بیان می کند دلالت دارد یا عدم آگاهی از معنای دقیق اپوزیسیون.

    پاسخحذف
  15. شخصاً با این کار دکتر یزدی حال کردم. به نظرم باید زودتر از اینها این کار صورت می گرفت. مصاحبه نکردن دکتر و بقیه نیروهای ملی مذهبی و نهضتی با صدای آمریکا را هم نادرست می دانم. اثرات خوب چنین مصاحبه ای بعدها روشن تر خواهد شد. اگرچه برای من با عنایت به محیطی که در آن قرار دارم، این تابوشکنی مشترک فارس و دکتر یزدی خیلی اثرگذار تلقی شد. ضمناً به باور من مصاحبه با کسانی مثل جناب فومنی باعث کسر شأن فارس می شود نه دکتر یزدی. جای تعجب است که شما که از اصحاب رسانه هستید و نگاه حرفه ای به آن دارید، با این نگاه به قضیه نگاه کنید. بخواهیم یا نخواهیم فارس، امروز مهم ترین رسانه خبری داخلی است و قهر کردن از آن کار درستی نیست. مطمئنم که این مصاحبه در تعدیل نگاه فارس هم در حد خود، اثر خواهد گذاشت.

    پاسخحذف

از اینکه به «صیمانه تر» سر زدی، ممنونم. اگر نظری یا نقدی درباره نوشته داشته باشی، خوشحال می شوم برایم بنویسی. صمیمانه سپاسگذارم.