نمی خواهم درباره توقیف روزنامه «کارگزاران» حرفی بزنم. اتفاقی بود که افتاد و البته به نوعی، از اینکه محرمعلی خان خوبی نبودم و علیرغم حذف بخش های زیادی از بیانیه کذایی، باز هم کنایه ای مخالف تک صدایی حاکم به گوش رسید؛ شرمنده دوستانی هستم که دیگر بستری برای همکاری مان نمانده.
در مطلب قبلی، موضع خود را در قبال بحران غزه آورده ام. فکر می کنم مشکل اصلی و کنونی ما، بی عملی و پذیرفتن از سر ناچاری هژمونی حاکم است. وقتی ما در داخل کشور، ناچار به تسلیم در برابر این هژمونی شده ایم و هر روز گامی پسین تر از دیروز برداشته ایم، طبعا نباید ادعای برهم زدن هژمونی ناعادلانه و جائرانه جهانی را هم داشته باشیم. اگر مجاهدان اولیه، چمران، دکتر یزدی و دیگران آنگونه به مقابله با پدیده ظالمانه اسرائیل برمی خواستند، بیش و پیش از آن، خردک شرری از مقاومت و مقابله در برابر نظم غیرعادلانه مسلط داخلی بروز داده بودند.
از همین زاویه، من به جای آنکه دفتر تحکیم و کارگزاران را در مظان اتهام بنشانم، از موضع همدلی و همراهی با مقاومت فلسطین، معتقدم هیأت نظارت بر مطبوعات بزرگترین توهین را به مبارزان فلسطینی روا داشت و بیشترین خدمت را به پدیده نامشروع اسرائیل مرحمت کرد. بیانیه هیأت نظارت را که بخوانید، ادعا کرده اقدام روزنامه کارگزاران، در جهت «تطهیر رژیم صهیونیستی» بوده.
واقعا اگر به جای یک مبارز فلسطینی بودم، این توهین را برنمی تافتم که رژیمی با حدود شش دهه ظلم، بی عدالتی و آدم کشی به دو جمله در حاشیه یک روزنامه (که تازه نیمی از آن هم به محکوم کردن اقدامات اسرائیل اختصاص داشته)، «تطهیر» شده است.
نه برادران! ظلم، جنایت و بی عدالتی نه تنها با دو جمله دوپهلو، که با صدها کانال تلویزیونی و تبلیغات رنگین نامه ای هم تطهیر نمی شود. به قول انقلابیون دوران پهلوی، «ننگ با رنگ پاک نمی شود».
|